| بر برگهاي دستانم
تنها نهال اناري بود
و تو تكه ابري باراني
سالهاي غريبي بود
وقتي كه
ريشه ي جنين عشق در من
ميدويد
وقتي كه مال من مال تو بود
ومال تو مال ما
و نطفه در ما تولدي تازه داشت
اينك تو شرم را
با دستانت ميپوشاني
و من در زمين حسرت
ما را به خاك ميسپارم .
۰۳/۱۰/۲۰۰۶ |